عباس قديانى

283

فرهنگ جامع تاريخ ايران ( فارسى )

آنچه آنها از ريختن خونها و ربودن مالها و تبهكاريها و نارواييها پيش گرفته‌اند ، معلوم همگان است . من به سركشى بر آنها پيشى نجسته‌ام و گمان مىكنم آنچه از حال خراسان و سيستان و فارس و كرمان به تو رسيده است مرا از سخن در اين باب بىنياز مىكند ) . هارون الرشيد براى فرونشاندن قيام پرشور همگانى شخصا روانه خراسان گرديد . على بن عيسى كه مسبب اصلى همهء اين نارضايتيها بود با حيله و تزوير زيركانه‌اى خليفه را با تقديم تحف و هدايا در رى از خود راضى كرد . و امارت خراسان و نواحى مشرق ايران را براى خود حفظ نمود ، ليكن چندى بعد معزول شد درحالى كه كار از كار گذشته بود . حمزة بن آذرك بعد از ارسال پاسخ‌نامه هارون الرشيد و اعلام عدم مصالحه سىهزار سپاهى براى جنگ با خليفه گردآورد و تا نيشابور پيش راند ولى چون در اينجا شنيد كه هارون درگذشته است به غزوسند و هند رفت و تنها پنج هزار تن از سواران خود را در خراسان و سيستان و كرمان گماشت و ( گفتا : نگذاريد اين ظالمان بر ضعفا جور كنند ) حمزه در عهد مأمون و مدتى از عهد طاهريان نيز مىزيست و به سال 213 هجرى درگذشت . جنبش گيلان در دورهء صفوى زمينهء جنبش گيلان از عهد شاه اسماعيل وجود داشت و در ادوار بعدى دولت صفوى ، قوت و ضعف يافت . ولايت گيلان از گذشتهء دور ، از جمله مناطقى بود كه همواره بر ضد تعدى حكام دولت مركزى برمىخاست و از زمينه مذهبى خاص برخوردار بود . در آغاز دولت صفوى نيز امير ديباج ، ملقب به مظفر سلطان ، از سلاطين اسحاقيه كه خود را از اولاد اسحاق نبى ( ع ) مىدانست ، بر اين ولايت حكم مىراند و از حمايت خاندان صفوى برخوردار بود ، تا اينكه با ازدواج وى با دختر اسماعيل و پيچيدن آوازهء قدرت سليمان سلطان عثمانى - امير ديباج تغيير روش داده و براى استقبال قواى سلطان سليمان با سپاهيان خود عازم اردوگاه سليمان در خوى و سلماس مىشود و به دو مىپيوندند . كمك نظامى سليمان به امير ديباج نيز نمىتوانست از مشكلات وى بكاهد . وى پس از شكست در گيلان ، به شيروان نزد سلطان خليل مىگريزد ، اما پس از مرگ سلطان خليل ، امير ديباج در تبريز دستگير و به دار آويخته مىشود . و از جانب شاه طهماسب ، خان احمد از خاندان ( كيا بيه‌پيش ) جهت جانشينى وى در ( بيه‌پس ) تعيين مىشود . اين تغيير و تبديلات همچنان ادامه مىيابد ولى هرگز فرياد اعتراضى فئودالها خاموش نمىشود . در سال هفتم حكومت شاه عباس اول مردم گيلان « بيه‌پس » و « بيه‌پيش » باهم متحد شده و نداى اعتراض سرداده و حتى استقلال گيلان را اعلام نموده و لاهيجان را مقر حكومتى خود قرار دادند . ولى شاه عباس با نيروى خود آنان را سركوب نمود . جنبش گيلان در ادوار بعدى از ويژگيهاى ديگرى برخوردار بود . پس از مرگ شاه عباس اول مردم گيلان كه در نتيجه تحميل مالياتهاى سنگين زندگى بر آنها دشوار شده بود ، از فرصت استفاده كرده و سعى در استقلال ولايت گيلان نمود . مردم ، پسر جمشيد به نام كلنجار سلطان غريب شاه را فرمانرواى گيلان كرده و به او لقب عادلشاه دادند . آنان لاهيجان را تصرف ، انبارها و مخازن دولتى را در اختيار گرفتند . ولى سارو خان طالشى كه از اميرنشينان وفادار شاه صفى بود جنبشيان را در ناحيه كوچه اصفهان شكست داد . عادلشاه در اصفهان شكنجه شد و بدينسان جنبش گيلان به انجام رسيد .